تبليغاتX
عزیز پدر (hamed k )
دل نوشته ها

آنان که ازما جلوتر هستند؛ طرز فکرو رفتار خاص خود را دارند . به بدشانسی اعتقادی ندارند ؛ کورکورانه تقلید نکرده و به عواقب و نتایج کارهای خود فکرمی کنند . ترس و اضطرابشان را کنترل می کنند و می دانند که اگر اراده شان را در زندگی به کار بگیرند ؛ پیروزند.

هر چند که روی کاغذ فاصله خواستن تا توانستن فقط یک ویرگول است ولی در دنیای واقعی بین  خواستن تا توانستن فاصله زیادی وجود  دارد ؛ با این حال فاصله های زیاد ؛ تاثیری بر اراده کسانی که برای رسیدن به هدف عزم را جزم کرده اند؛ ندارد . آنها از ریسک کردن برای تغییر اوضاع نمی ترسند ؛ زیرا انسان هایی هستند  که واقعا قدر چیزهای با ارزش را می دانند.  

+ نوشته شده در  Tue 13 Sep 2011ساعت 19:23  توسط ح-ک | 

   می گوید: هر کس مسئول آینده خودش است.  مثلا" کسی که در روستا زاده شده و همه دنیایش هم به همان روستا خلاصه می شود، چگونه می تواند موفق شود؟. علاوه بر آن فرض کنید ایشان دارای استعداد هنری بالای هم در زمینه نقاشی باشد، وقتی هرگز دستش به رنگ، بوم و .... نخورده چگونه استعداد هنریش را شکوفا می کند؟ احتمالا" همه آمال و آرزویش در آنچه دیده و یا شنیده خلاصه خواهد شد. عمه جان می گوید: حداقل قصه شاه پریان را که شنیده!!.

    شنیده ها آدم را بر می انگیزد. کنجکاوی موجب کشف قاره ها شده و اختراعات و اکتشافات هم همگی از اول نبودند و مخترعین آن ها را نه دیده بودند. اما امروزه بر زندگی ما سایه افکنده اند. انصافا" ۱۰۰ سال پیش را با حالا مقایسه کنید، خواهید دید که در زمینه سفید چه ها که بوجود نیامده!! عمه جان می گوید: اگر آدم فلج در میدان " دو "  قهرمان نشود، خودش مفصر است. همچنین آدمی که دست ندارد در مسابقه خوشنویسی اول نشود خودش مقصر است. من ماندم عمه جان من حرف های تکان دهنده را از کجا می داند؟ این شاگرد کوچکه را می گم ، بچه همه ی دنیایش را خلاصه کرده به پنجره اطاق رو به کوچه و فکر می کند اگر این پنجره بسته شود، درب زندگی بسته می شود. آقا جان این حرف ها کدام است ، این یک لحظه از زندگی در محدوده ذهن شما است. زندگی صورت های مختلف دارد : غم دارد، شادی دارد، برد دارد، باخت دارد، عشق دارد، شکست دارد، بالا دارد، پایین دارد و .... اگر درکش کنید همه زیبایی است. هر وقت دلخواهت نبود بگو این هم نشد و دوباره می سازمت زندگی.

    می دانی احساس چیست؟  می توانی بخندی؟  گاهی گریه می کنی؟. چقدر خوب است بدانی تو بی همتایی، با امیدها، رویاها، ارزش ها، ایده ها، افکار و دیدگاه های منحصر به فردت. باید اجازه دهی همه این ها به زمانش و وقت رسشش ظهور کنند و مسیر تو را در حال و آینده روشن سازند.
  باید خودمان باشیم، گاهی فکر می کنیم با انکار آنچه هستیم، می توانیم بهتر جلوه کنیم، در حالی که ارزش واقعی در ابراز احساساتمان است. اگر به شخص دیگری تبدیل شویم، رضایت خاطر را از دست می دهیم. مثل عمل به خواست دیگران، با تعقیب رویاهای دیگران به آن چه می خواهیم نمی رسیم. می دانید چرا؟ چون مال ما نیست!!. زیبایی زندگی من در گرو شخصیت واقعی من و نیازهای من است. دشواری و دردناکی راه ما ، با زندگی و خود  واقعی خودمان به مراتب بهتر از سر خوشی تعقیب رویاهای زندگی دیگران است. با خودت و برای دل خودت پیش برو و شادی و رنج را احساس کن و خودت باش. خطی عمل نکن، گاهی برگرد و دوباره شروع کن. به حرف دلت گوش کن و خاطر جمع باش فریبت نمی دهد. احساس واقعی من از زندگیم و تصویری از آینده ام، مال من است و بس، مابقی آب و گل است و برای ساختن دیوار برای پنهان شدن در پشت آن.

  می توان گفت،  آینده من در گرو گذشته من نیست، بلکه در پرتو اندیشه ها،  رویاها و تلاشهای خود من است. من می توانم آنچه می خواهم باشم و هر آن چه که اراده کنم بدست آورم.  می دانم که باید از این جا که هستم شروع کنم. برای این منظور هر اندازه رنج و مشقت تحمل کنم آسان است و در نهایت رضامندی و خوشبختی به ارمغان می آورد. وقتی به قله می رسی همه چیز زیبا و از نوع متولد می شود و این احساس واقعی حاصل از تلاش برای دل خود به تمام زندگی برده وار طراحی شده از قبل می ارزد!!

 

+ نوشته شده در  Tue 19 Oct 2010ساعت 20:24  توسط ح-ک | 

     فـردي درزنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايند نبوده است. اما ناخرسندي مزمن مي تواند سلامتي، شغل و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات پزشكي يا افسردگي هاي بلندمدت كه نيازمند تجويزهاي طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند، مي توانيد مـيزان خوشحالي خود را كنترل نماييد. بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنيـد تا احساس و ظاهر بهتري به دست آوريد.
 در این باره رهنمودهای را ارایه کرده اند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 22 Sep 2010ساعت 5:50  توسط ح-ک | 

 . its better to wear out than to rust out

1. کنجکاوی را دنبال کنید
"من هیچ استعداد خاصی ندارم. فقط عاشق کنجکاوی هستم"
چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید؟
من کنجکاو هستم، مثلا برای پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد.
به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام.
شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید؟
پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.
2. پشتکار گرانبها است
"من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی می گذارم"
تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.
پس مانند تمبر پستی باشید و مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید.
با پشتکار می توانید بهتر به مقصد برسید.
3. تمرکز بر حال
"مردی که بتواند در حالی که .... زیبایی را می بوسد با ایمنی رانندگی کند، به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن هست نمی دهد"
پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی.
من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز.
یاد بگیرید که در حال باشید و تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام می دهید.
انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است.
4. تخیل قدرتمند است
"تخیل همه چیز است. می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود. تخیــل به مراتب از دانش مهم تر است"
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید؟
تخیل پیش‌درآمد تمام داشته‌های شما در آینده است.
نشانه واقعی هوش دانش نیست، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیل تان را تمرین می دهید؟
اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.
5. اشتباه کردن
"کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمی گیرد"
هرگز از اشتباه کردن نترسید چون اشتباه شکست نیست.
اشتباهات شما را بهتر، زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید.
قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید.
من این را قبل گفته ام، و اکنون هم می گویم، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید.

+ نوشته شده در  Wed 25 Aug 2010ساعت 8:29  توسط ح-ک | 

.روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند

هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود

. .....جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند

و مسابقه شروع شد

راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند

شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید

' اوه,عجب کار مشکلی '

اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند

یا

هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلنده

قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند

بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند

جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه

و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف

ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر

این یکی نمی خواست منصرف بشه

بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید

بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟

اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

و مشخص شد که

برنده ی مسابقه کر بوده

نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که

هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند چیزهایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید

همیشه به

قدرت کلمات فکر کنید

چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره

پس :

همیشه

مثبت فکر کنید !

و بالاتر از اون

کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید !

و همیشه باور داشته باشید :

من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

  متن انگلیسی را در ادامه بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 24 Aug 2010ساعت 22:15  توسط ح-ک | 

     زندگی انسان بی هدف نیست بلکه آن یک تکامل پایان ناپذیر است. اما متاسفانه ما آن راهی که به مقصد می رسد را گم کرده ایم ، آن راهی که به تکامل می رسد رافراموش کرده ایم . گاهی حس می کنیم که فقط موجود هستیم و کاری با زندگی یعنی با دنیای واقعیتهای خود نداریم و به سادگی آن را مصرف می کنیم و می سوزانیم.این زندگی نیست بلکه زنده بودن محض و در انتظار مرگ و نیستی بودن است.اگر بخواهیم از این کابوس پریشان ودل آزارها ، رهایی یابیم و از این خواب ﻣﺃیوس کننده که به جای زندگی اشتباه شده است بیدار شویم باید به راه دیانت ومعنویت برگردیم .انسان اگر بخواهد موفق باشد باید خود را بشناسد و به خود باور پیدا کند . راه درون را دریابد وآن را درست بپیماید تا سرانجام به راه بیرون از خود گام بگذارد وراه برون ، راه اجتماع و راه عقل و دانش را استوار ، بی لغزش  ، سودمند و خوشایند برای بودن و هستی خود زیبا و سازنده نماید. ولی باید هرروز دنیا را با تازگی همان روز ببیند و به خود بگوید : من وجود دارم ، من هستم ، من درحال شدن هستم ، من همان هستم که زندگی خود را می سازم ، اگر شکست بخورم به سرزنش خود و دیگری نمی پردازم بلکه از آن به عنوان نکته مثبت و پلکان ترقی استفاده می کنم .

 

(ویلیام جیمز) می گوید : موثرترین داروی شفابخش نگرانی های انسان همان ایمان واعتقاد مذهبی انسان به خدا است.نیرویی که از این طریق ایجاد می شود اثر سازنده ای از خود به جا می گذارد.ما باید بدانیم اگر هدف مهمی در زندگی خود پیش رو داریم ، ابتدا برای تحقق آن به خدا متوسل شویم وسپس آن را به خود او واگذار نموده،بعد در ذهن خود واقع شدن آن را مجسم کرده و به این تصور ذهنی تا آنجا که می توان قوت ببخشیم آن وقت از خداوند بخواهیم هر طوری که به صلاح ماست عمل نماید وعنایت خود را شامل حال ما گرداند. در این میان باید با هشیاری و سخت کوشی هدف را دنبال نمود تا نقش خود را ایفا کرده باشیم .شما باید تمام مدت به خود تلقین کنید که به هدفتان خواهید رسید وذهن خود را از افکار مثبت و امیدوار کننده لبریز سازید . به این کار ادامه دهید و در آینده نزدیک با واقعیت خواسته خود که تحقق پیدا کرده است رو به رو می شوید.بله تصویر ذهنی بزرگترین گنجینه انسان است .باید از خود برداشت خوبی داشته باشید و هرگز نباید اجازه دهید که کسی احساسات و تصورات ذهنی شما را خدشه دار نماید. قبل از هر کس باید دوست خود باشید . و قبل از دیگران به خود احترام بگذارید.

 

جمله معروف ( دکارت ) که می گوید : من فکر می کنم  پس هستم در زندگی انسان نقش سازنده ای دارد و می تواند ما را با اعتقاد قلبی به آن به دروازه های سعادت و خوشبختی نزدیک نماید.

پس ما می توانیم  از این پنج کلمه : شجاعت ، عزت نفس ، خودباوری ،خودپذیری وعشق به زندگی خود بپردازیم و با آرامش و علاقه نردبان ترقی و تکامل را طی نموده و به بلندای قله هدف برسیم . باید یاد بگیریم تا خود را آنگونه که هستیم بپذیریم و آگاه باشیم و بدانیم که هرگز کامل و صد در صد و بی عیب ونقص نیستیم و شجاعت آن را داشته باشیم که از اشتباهات خود سود ببریم.

     در فرهنگ نامه افراد موفق ، واژه شکست مفهومی ندارد و اعتقاد به موفقیت در سرلوحه کارشان قرار دارد . آنها می گویند که شکست اصلا وجود ندارد و ما فقط شاهد نتایج متفاوتی هستیم که بعضی از این نتایج در جهت انتظار ماست و نتایج دیگر را می توانیم به عنوان تجربه در ذهن خود حفظ نماییم و در آینده آن را به کار ببریم . در این خصوص به ذکر داستانی از ((توماس ادیسون)) می پردازیم که : او بعد از 9999 مرتبه برای کامل نمودن اختراع لامپ تلاش کردن ولی موفق نشدن ، شخصی از او می پرسد آیا می خواهی ده هزار بار شکست بخوری که رهایش کنی ؟ ادیسون جواب می دهد : من هرگز شکست نخورده ام ، بلکه هر بار به روشی دست یافتم که چگونه لامپ را بسازم .

پس در واقع شکست وجود ندارد و آنچه مشاهده می شود نتیجه است .

چه دعایی بهتر از این

خنده ات از ته دل

گریه ات از سرشوق

نبود هیچ غروبت غمناک

  صالحان می گویند:   نگفتن صلاح است ، کم گفتن طلا است ، پر گفتن بلا است .

 

 

+ نوشته شده در  Sat 21 Aug 2010ساعت 18:3  توسط ح-ک | 
) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.

 2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.

 3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 19 Aug 2010ساعت 13:4  توسط ح-ک | 

تفاوت كشورهای ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنهانيست

 

برای مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است !
 
اما كشورهای جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه يافته و ثروتمند هستند . 
 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 15 Aug 2010ساعت 21:19  توسط ح-ک | 
عاشقانه های صورتی من

 هنوز نرفته دل مان می گیرد. خدا کند زیاد سخت نشود، می دانم هر چه باشد می گذرد، از خدا می خواهم  مسیرش را بی خطر و ایمن سازد.

 خودم خواستم بیاید، نمی دانم چرا این بار خیلی جور در نیامد، برخی از حوادث حالمان را گرفت. سنگینی، متانت، ظرفیت و تحملش نسبت به سال های قبل افزایش یافته بود و دوست داشتنی تر شده بود.

     امروز پنجشنبه  ۱۴ مرداد ساعت سه بامداد از قزوین به سوی فرودگاه حرکت کردیم، در راه خیلی صحبت نکردیم. از تهران  دایی فریبرز اصرار داشت که شب بیاید تهرانُ ولی حامد راضی نشد. شب را من و حامد نخوابیدیم. حدود ساعت پنج و چهل دقیقه رسیدیم. ساعت شش و نیم وارد سالن شد و ما دیگر او را ندیدیم. تا ساعت پرواز در آن جا بودیم . من خیلی سرحال نبودم و با به یاد آوردن شلوغی جاده در پنجشنبه ها نگران رانندگی بودم. بیش از چهار بار تا قزوین ایستادم و آب به سر و صورتم زدم ، ساعت ده و نیم رسیدیم  و استراحت کردیم و الان ساعت ۲ است که تماس گرفتیم، رسیده و در فرودگاه هست.

    این بار وقتی وارد خانه شدیم، مثل دفعات قبل دلمان نگرفت، ولی ملال دوری بر جاست. مادرش بی آن که چیزی بگوید در تخت حامد خوابید و استراحت کرد، و من ...

   حال و حوصله نداریم، تصمیم گرفتیم برویم باغ.  وقتی وارد باغ شدیم، سر و صدای بچه ها، قیاقه آن ها، شنا در استخر و جای خواب حامد در بالکن زنده شد و حالمان را گرفت. مدتی بی آن که کاری بکنم بغض در گلو قدم زدم، از درب شمالی تا درب جنوبی را رفتم و بعد سرازیر شدم زیر درختان و هلو های انجیری را نگاه کردم رسیده اند و بعد به آلاچیق رفتم و سیگاری. مادرش هم رفت درون خانه باغ و خودش را سرگرم کرد.

      از فضای باغ خیلی راضی بود. آن جا هم که بود، همش فیلم باغ را درخواست می کرد که نفیسه راضی نشد و می گفت: سورپرایزش کنیم. بماند برای بعد.

 

+ نوشته شده در  Wed 28 Jul 2010ساعت 13:55  توسط ح-ک | 
  نوروزتان مبارک، برایتان سال توام با سلامتی، شادابی و موفقیت آرزو می کنم.

  چندین جا برای عید دیدنی رفتم یکی از آن ها دیدن درختان باغ بود. سرما از آن های که تا یخ زدن آب پیش روی می کند، سر درختی ها را زده بود. الوچه ها، بادام ها، هلوها و گردوهای عجول که می خواستند زودتر خودنمایی کنند آسیب جدی دیده اند. وقتی کنار درخت های سرما زده می روی تا آبیاری کنی شرمنده می شوند. دلداری می دهم که شما تلاش خودتان را کردید، فتنه زیر سر  اقلیم است. درختی که ریشه انداخته یک سال بی محصولی در سال های آتی قابل جبران است. زندگی سراسر  مساله است این هم برای شما و همچنین برای ما یکی از آن ها به حساب می آید. مهمترین چیزی که قابل احترام است هدر ندادن زحمات ما و رضایت و خرسندی ما از پایداری و رشد مناسب شما است. پس از این صحبت ها لبخند پنهان شان را در شادابی آن ها می توان مشاهده کرد و مصمم بودنشان برای آینده ما را هم خرسندتر و شاداب تر می کند.

 بعضی از آن ها ریشه ها را محکم تر کرده اند ولی برخی دیگر، سطحی و کم عمق حرکت کرده اند، آن های که قوی تر شده اند، از ماندگاری بیشتری برخوردارند، و در برابر خشک سالی و بادهای تند مقاومت بیشتری خواهند کرد. به صنوبرهای نونهال هم این را گوش زد نموده ام و تا آنجا که مقدور بود، زمینه را برای رشد ریشه هایشان آماده کرده ام. امیدوارم تجربه زندگی سرد و شکنندگی بادهای تند به آن ها  یاد ندهد که خیلی زود دیر می شود.

 برخی از افراد موقع  کاشت درختان با ریشه های قوی می کارند، چون شرایط لازم را برای رشد آن ها فراهم نمی کنند، آن نهال ها رشد کندتری دارند. برخی دیگر بیش از اندازه کود و آب می دهند، این گونه نهال ها از طراوت وشادابی خوبی برخوردارند، اما به قول بعضی ها این قدر می رسند که نهال ها هیچ احساس نیازی به حرکت ، جستجو و مقاومت نمی کنند. این گونه درختان با اندک سرما و گرمای مقاومت خود را از دست می دهند و معمولا بر حسب تجربه من زود پژمرده می شوند و کم بار و بهره اند. 

 چقدر زیبا است باغبانی، آدم همواره شاهد رشد و بزرگ شدن نهال ها است و این به زندگی روح می بخشد. از بچگی یاد گرفته ام که با همت و تلاش بار و ثمر میسر می شود. گاهی تلاش جسمی و گاهی تلاش فکری و همواره هر دو با هم مایه های باروری است. به نهال ها گفتم من از هم اکنون از فضای سبز شما بهره مندم، و پس از من هم بهره مند خواهند شد در عین حال کسی شما را نکاشته بود تا من بخورم ولی من کاشتمتان تا دیگران هم بخورند.

+ نوشته شده در  Mon 5 Apr 2010ساعت 9:7  توسط ح-ک | 
یک بار که برایشان نهار می بری توقع دارند همیشه این کار را بکنی. کسی باید پیدا بشود به این جماعت بنا و کارگر بگوید این گونه کارها از روی لطف است نه یک قاعده. بالا سرسان هم که نباشی کار پیش نمی رود. وجدان کاری را هم نمی فروشند تا بخریم و بین مردم پخش کنیم باید به همان نوشته سال ۸۳ بسنده کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 17 Mar 2010ساعت 20:32  توسط ح-ک | 
برای نصب کانکس، روز اول پنج برادر با هم کار می کردند. همه ساکت و آرام  و هر یکی گوشه کار را گرفته بود و سخت مشغول بودند. یکی جوش کاری می کرد، یکی دیگر ورق برش می داد و آن یکی به آن کمک می کرد و دو دیگر قسمت بعدی را برای شروع مرحله ی بعدی آماده می کردند. یکی از همه واردتر بود و بواسطه مهارتی که داشت، از مرجعیت برخوردار بود. هر یک را صدا می کرد و کاری را واگذار می کرد، بدون چون و چرا انجام می دادند. هیچ یک تماشا نمی کرد تا دیگری کاری را انجام دهد. هر کدام و هر جا که لازم به کمک و همکاری بود، بدون نگاه به دیگری، آغاز می کرد. ساکت و آرام از ساعت هفت صبح تا هفت شب کار می کردند. وقت صبحانه یکی از آن ها چای را آماده می کرد و بقیه سر سفره حاضر می شدند و در یک سفره با آرامش مشغول غذا خوردن می شدند. کامل می خوردند و پس از خوردن غذا چای می نوشیدند. بلافاصله کار را آغاز می کردند. غذای کامل می آوردند، مثل لوبیا برای صبحانه و خورشت قورمه سبزی برای نهار بعد از نهار هم بلافاصله کار را شروع می کردند. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 26 Feb 2010ساعت 18:40  توسط ح-ک | 

 

اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي "اعتماد به نفس"را به خوبي نمی دانند، به همين دليل آن نوع از اعتماد به نفس و خود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زندگي تجربه نمي کنند. چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان و اعتماد به موفقيتهايي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي آن است که قبل از اين که در کاري موفق شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي انجام آن کار را داشته باشيم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 23 Feb 2010ساعت 18:43  توسط ح-ک | 
قرار بود چهارم بهمن کانکس را ببریم. هوا سرد شد و باران بارید. سه روزی است که برف اندک و باران به صورت متناوب می بارد. منتظر بودم یورو اندکی پایین بیاید تا بروم بانک سامان، پنجم بهمن رفتم و اقدام کردم که نسبت به هفته قبل شصت هزار تومانی به نفع شد. از حامد تا مدتی خیالم راحت شد. دولت هم نگران بیست و دوم بهمن است که نکند مخالفان عظمت سی ساله را مثل روز قدس و سیزده آبان خراب کنند. می گویند در شهر قم نوبت نصب دیش ماهواره برای متقاضیان آن دوارده روزه شده. این یعنی عدم اعتماد به اخبار خودمان و اقبال به رسانه های بیگانه . این رسانه ها فقط اخبار نمی گویند، تحلیل هم دارند، صدای مخالفان را هم پخش می کنند و حتی گاهی ارزش ها و عقایدمان را هم نقد می کنند. علاوه بر آن فیلم ها، و شو های که برای ما عجیب و غریب هستند را هم پخش می کنند. برای آدم های چشم و گوش بسته که به غیر از مسجد و روحانی برای دریافت اطلاعات مربوط به عقاید و ارزش ندیده، و فقط از رادیو و تلویزیون خودمان کشورمان را در اوج اقتدار و پیشرفت دانسته، خیلی خوب نیست. آن ها سیاه نمایی می کنند و اقتصاد ما را ورشکسته و فلج جلوه می دهند. این در حالی است که احمدی نژاد کشور را در دویست پنجاه سال گذشته بی نظیر می نمایاند. خلاصه از ما گفتن است، این رسانه های بیگانه خوب نیستند. خودمان باید این روزنامه ها را آزاد کنیم و تلویزیون خصوصی هم به آدم های مثل کروبی بدهیم تا کمی ملایم تر انتقاد کند و در صورت لزوم هم مصلحت نظام را در نظر بگیرد.و دولت هم مردم را دانا به حساب بیاورد و آمار درست ارایه کند 
+ نوشته شده در  Tue 26 Jan 2010ساعت 19:45  توسط ح-ک | 
چند روز پیش رفتم  برق باغ را وصل کردم. یک کابل ۴در۶ سه فاز خریده بودم و مامور اداره برق را بردم و کابل ۹۰ متری را از سر کوچه تا سر باغ که روی دیوار یک پایه  ۵ متری نصب کرده بودم، وصل کرد. بالا رفتن از تیر برق کار دشواری بود. به هر زحمتی بود شد. پس از آن رفتم دنبال کانکس، آن هم تقریبا" آماده است. امیدوارم بتوانم در تعطیلات میان ترم کار نصب کانکس را هم انجام دهم.

   مادر را آورده بودم، یازده روزی پیش ما بود. الان که رفته حقیقتا" جایش خالی است. گاهی احساس می کنم همین جا نشسته. هیچ وقت برای مادر  این همه احساس دلتنگی نکرده بودم. مثل بعضی وقت ها که حامد به یادمم می افتد.

 دردسر طرح سئوالات پایان ترم هم رهایی ندارد. دو  درس را طرح کردم و دو تای دیگر را باید امشب تمام کنم. الان از فنی و حرفه ای زنگ زدند و برای اجرای آزمون مصاحبه مدیران که ۷۴ نفرند وقت خواستند. فقط این هفته وقت داشتم و سه شنبه و چهارشنبه را اختصاص دادم به آن ها.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 10 Jan 2010ساعت 8:42  توسط ح-ک | 
از ناحیه۲ تماس گرفتند و درخواست جلسه برای فعال سازی شورای معلمان را داشتند. چون یک ماه ماندهُ قبول کردم.

دوشنبه صبح ساعت ۸:۳۰  هفتم دی ماه در مرکز  گروه های آموزشی حاظر شدم. به نمایندگان معلمان گفته بودند ساعت ۸ بیایند. کار را ساعت نه شروع کردم.

پس از مقدمه ای ۲ دقیقه ای  روی وایت برد نوشتم، مهمترین عوامل مرتبط با فعال شدن معلمان در شورای معلمان کدامند؟ نظرات ارایه و تابلو پر شد. هدایت کردم تا رسیدن به "وجود مساله" پرسیدم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 8 Dec 2009ساعت 9:0  توسط ح-ک | 
از طارم زنگ زدند و برای آموزش معلمان چند پایه دعوت کردند. تمایل اندکی برای کار باقی مانده است. از زمان روی کار آمدن اصول گرایان، اغلب نیروهای کارآمد دچار دلسردی شده اند. نگاهشان ابزاری است و به کار تخصصی هم اهمیت نمی دهند. از مجموعه ی مسئولین می توان فهمید که یا کار حرفه ای برایشان مهم نیست و یا متخصص ها را نامحرم می دانند. به قول معاون آقا، پیرو ولایت مطلقه و شیعه واقعی می خواهیم !! چه کسی باید تعیین کند، خدا می داند. البته خودشان را می دانند!!

 برخی با مبانی و ادبیات روش های نوین تدریس آشنایی ندارند، در عین حال با بی میلی از افراد دانا و با تجربه استفاده می کنند. در هر حال چون طارم بود قبول کردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 4 Oct 2009ساعت 9:47  توسط ح-ک | 

  در زندگي سر تا سر پرفراز و نشيب همة انسان هاي موفق ويژگي‌هاي مشتركي يافت مي‌شود. ممكن است كه بسياري از ما اين روحيات و خصوصيات فردي را نداشته باشيم اما دانشمندان ثابت كرده‌اند كه درخشش و موفقيت افراد در زمينه‌هاي مختلف تنها به 20% استعداد آن ها و 80% تلاش و پشتكارشان بستگي دارد. هر كدام از ما ويژگي روحي و اخلاقي را مي‌توانيم در خودمان خلق كنيم و يا از بين ببريم‌. ما نيز مي‌توانيم از برترين‌ها باشيم اما بايد بدانيم كه همة موفق‌ها چگونه عمل كرده‌اند:

1 - بسيار صادق و درست كردار هستند:
همة كساني كه موفقيت را لمس كرده‌اند. همواره اصل درستكاري و صداقت را سرلوحة كارهايشان قرار داده‌اند. ممكن است بسياري با فريب و نيرنگ به ظاهر پيروز باشند، اما به راستي اين درستكاران هستند كه تا انتهاي خط، گوي سبقت را از ديگران مي‌ربايند.
2 - محتاط هستند:
به خاطر همين ويژگي است كه مي‌توانند از همة موانع به راحتي عبور كنند و همه چيز را پشت سر بگذارند. آن ها هرگز بي‌گدار به آب نمي‌زنند.
3 - سخت كوش و پرتلاش هستند:
براي اين افراد زحمتكش پول بادآورده مفهومي ندارد. آن ها لازمه رسيدن به موفقيت را سخت‌كوشي مي‌دانند و براي رسيدن به موفقيت از هيچ تلاشي دریغ  نمي‌كنند.
4 - تشنه يادگيري هستند:
آن ها علاقه بسيار زيادي براي يادگيري در هر زمينه‌اي دارند. انسان هاي موفق‌، خودشان را بالا مي‌كشند و همواره در مسير رشد و بالندگي قدم مي‌گذارند. آن ها از تمام جنبه‌هاي زندگي و به خصوص از اشتباهاتشان درس عبرت مي‌آموزند و از اين كار ابايي ندارند.
5 - مهربان و صميمي هستند:
تا به حال دقت كرده‌ايد كه انسان هاي موفق چقدر مردم دار و اجتماعي و مهربان هستند. همين ويژگي‌هاي اخلاقي آن هاست كه محبوبيت‌شان را بيشتر مي‌كند و به آن ها اين توانايي را مي‌دهد كه سايرين را نيز در راه رسيدن به موفقيت ياري كنند.
6 - وفاي به عهد مي‌كنند:
قول دادن و به آن عمل كردن‌، اصلي است كه ميليون‌ها انسان را در مسير صحيح قرار داده است.                                                                                                                                     
 7 - هنگام مواجه با مشكلات‌، به دنبال راه حل هستند:
به عقيده آن ها مشكلات فرصتي است طلايي و گرانب ها براي انجام دادن غير ممكن‌ها. آن ها به هيچ وجه از مشكلات نمي‌ترسند و شكايتي هم ندارند. انسان هاي موفق‌، همواره در جست و جوي يافتن راه حل هستند.
 تنها كافيست كه از همين حالا اين شاخص‌ها را در خودتان تقويت كنيد. سپس متوجه مي‌شويد كه شما نيز وارد جاده موفقيت شده‌ايد. همواره تصوير نهايي هدف و آرزويتان را بزرگ و پررنگ براي خودتان ترسيم كنيد. يك مهندس ساختمان‌، هر روز كه بر سر ساختمان در حال ساخت‌، حاضر مي‌شود با در دست داشتن يك نقشه‌، تصوير نهايي را براي خودش تكميل مي‌كند. شما نيز چنين عمل كنيد، نقشه به دست پيش رويد و از اراده و قدرت بيكران الهي غافل نباشيد.

+ نوشته شده در  Mon 21 Sep 2009ساعت 7:55  توسط ح-ک | 
 

تحقیقی را در دانشگاه هاروارد  انجام دادند :80 پيرمرد و 80 پيرزن را انتخاب كردند .

يك شهرك را به دور از هياهو مانند با 40 سال پيش ساختند . غذاهاي 40 سال پيش

در اين شهرك پخته ميشد . خط روي شيشه هاي مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگ ها ، فيلم هاي

قديمي ، اخباري كه از راديو و تلويزيون پخش ميشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند .

 بعد اين 160 نفر را از هر نظر آزمايش كردند :تعداد موي سر ، رنگ موي سر ، نوع استخوان ،

خميدگي بدن ، لرزش دست ها ، لرزش صدا ، ميزان فشار خون ... بعد اين 160 نفر را به

داخل اين شهرك بردند ، بعد از گذشت 5 الي 6 ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست مي ايستادند

، لرزش دست ها بطور ناخودآگاه از بين رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان،

رنگ موهاي سر شروع به مشكي شدن كرد ، چين و چروكهاي دست و صورت از بين رفت ...علت چه بود ؟

خيلي ساده است . آنها چون مطابق با 40 سال پيش زندگي كردند ، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .

انسانها همان گونه كه باور داشته باشند مي توانند بينديشند . باورهاي آدمي است كه در هر لحظه

به او القا ميكند كه چگونه بينديشد . اصولا فرق بين انسان ها ، فرق ميان باورهاي آنان است . انسان هاي موفق با باورهاي عالي ، موفقيت را براي خود خلق ميكنند. انسان هاي ثروتمند ، باورهاي عالي و

ثروت آفرين دارند كه با اعتماد به نفس عالي خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت

مي روند و به لحاظ باورهاي مثبت شان به ثروت مطلوب خود ميرسند . قانون زندگي قانون باورهاست. باورهاي عالي سرچشمه همه موفقيت هاي بزرگ است . توانمندي يك انسان را باورهاي او تعيين مي كند .

انسان ها هر آنچه را كه باور دارند خلق ميكنند . دستاوردهاي شما را در زندگي باورهاي شما ميسازند .

زيرا باورها تعيين كننده كيفيت انديشه هاست و انديشه ها عامل اوليه اقدام ها و اقدام ها عامل اصلي موفقیتند.

 

+ نوشته شده در  Tue 25 Aug 2009ساعت 22:55  توسط ح-ک | 
روز پنج شنبه ۲۹/۵/۸۸ صبح ساعت حدود ۷ حامد را مجددا" برای ادامه تحصیل بدرقه کردیم. یک بیننده وبلاگ در باره مطالب قبلی نوشته بود "که امیدوارم پسرتان خودش مثل شما حرکت کرده باشد، نه این که شما حولش داده باشید". این پیام ناگهان به ذهنم خطور کرد. حامد را ما حرکت دادیم یا خودش حرکت کرده؟. حامد خودش حرکتش را آغاز کرده و ما را هم از این حرکت خرسند نموده و انشا الله سر بلند می شود.

 هدف های بزرگ ارزش به زحمت افتادن را دارد. آرمان های خوب مثل نورافکن مسیر حرکت را روشن می کنند. باید سر را بالا گرفت و به دور دست نگاه کرد. میان بری هم وجود ندارد. ما بر مبنای حرکت درست و حساب شده به اهداف مان می رسیم، و از مزیت دست آوردی که حاصل تلاش و زحمت هایمان است همواره بهره مند می شویم.ما باورداریم که موفقیت حاصل تلاش هدفمند است.

+ نوشته شده در  Sat 22 Aug 2009ساعت 16:5  توسط ح-ک |